بهشت ، جهنم !
ما مدتی زندگی میکنیم و بعد هم میمیریم ، اما چیزی که موضوع رو پیچیده اش می کنه اینه که بعدش چی میشه ؟! ساعتها روی این موضوع فکر کردم و هر بار هم هزارتا چیز دیگه ناخواسته وارد تفکراتم شده ، وقتی به مرگ فکر میکنم نا خوداگاه بیشتر تمرکزم روی زندگیه ، به نظر من یک حقیقت بزرگ پشت همه اتفاقاتی که می افته ، میبینیم و حس میکنیم وجود داره ، حقیقتی که شاید توسط چیزی که ما حواس پنجگانه مینامیم قابل درک نیست و اون حقیقت جواب همه سوالهای بدون پاسخ ما خواهد بود ، سوالهایی که از اولین متفکرها تا آخرینشون هنوز به جوابش نرسیدن. شاید مرگ تنها راه برای شناخت این حقیقت باشه. اینجاست که نظریه ها پرداخته میشن ، هرکس با توجه به ذهن و تفکراتش یک حدس میزنه و احتمال میده که قضیه ممکنه اینطور باشه . تا به حال به چیزهایی که از بهشت و جهنم شنیدیم دقت کردید، بهشت یه جایی پر نعمت و زندگی جاودانه و سرشار از اتفاقات خوب، در مورد این بهشت چی فکر میکنید؟ خسته کننده ترین ، کسل کننده ترین ، بی هدفترین و راکدترین چیز ممکن ! جایی که خبری از پیشرفت نیست ، جایی که هیچ دلیلی برای هیچ تلاشی نیست ، جایی که خوب بودن دیگه معنایی نداره ، اونهایی که دم از بهشت میزنن برای این تلاش میکنن ؟؟. یکی میگه بهشت توی همین دنیاست با تعبرهای خودش ، یکی میگه اینا همش چرنده و حرفهای مختلف اما چیزی که من بهش معتقدم اینه که بعد از مرگ خبری هست. در واقع به وجود یک یا چند بعد دیگه فکر میکنم ، شاید چون امروز علم بهش احاطه نداره ماوراء خطابش میکنیم ولی درست که فکر کنیم میبینیم که واقعا ماورای علم و حتی تصور ماست(حداقل امروز) . چیزهایی که با یک بعدی بودن (جسم) نتونستم توجیه کنم خواب ، موجودی به اسم جن ( خواهشا نگید این یارو خرافاتیه و … ، من از نزدیک شاهد وقایعی بودم که وجودش رو برام ثابت کرده ) و مسائلی از این قبیل بوده. و بالاخره دیشب ساعت ۳ که در حال بحث و مناظره بودیم (!) بنده هم یکه نظریه دادم ، طبق نظریه من که خیلی هم معتبر نیست شاید روزی برسه که اونچیزی که بهشت گفته میشه و یا به نوعی مدینه فاضله با کمک علم و در جهان برقرار بشه ( منظورم از جهان فراتر از زمینه ) . هر آدمی که امروز میمیره با توجه به نوع زندگی و تفکراتش توی یک زمان دیگه دوباره متولد میشه ( تناسخ ) و بهشت زمان و مکانیه که از وضع قبلی خیلی بهتر بوده و بالاترین درجه هم همون مدینه فاضله و بالعکسش هم اتفاق می افته ، این نکته رو در نظر بگیرید که روح در قالب زمان نیست.
به زودی خودم کلی ایراد از چیزی که گفتم خواهم گرفت اما اونچه که آرزو دارم بعد مرگ برام اتفاق بیافته اینه : خارج از محدودیت زمان از ابتدای آفرینش تا انتهاش رو ببینم و بعد یه جایی توی خلا محو بشم و دیگه وجود نداشته باشم ، همین.
پ.ن. فکر نکنید که یک آدم افسرده و نا امید نشسته داره چرت میگه (!) من به زندگی خیلی امیدوارم و به آینده زیبایی که منتظرمه فکر میکنم ، تلاشم اینه که وقتی فهمیدم که زندگیم تموم شده فقط لبخند بزنم و هیچ چیزی برای از دست دادن نداشته باشم ( متاسفم که باز از مرگ گفتم )

